هر جا که روم در پی دیدار تو باشم
چشمان تو را بینم و بیمار تو باشم
فردا که حریفان به رهت پای فشارند
غمگین نشوم چونکه وفادار تو باشم
خواهم که شوم محرم آن خلوت زیبا
بیخود شوم از خویش و گرفتار تو باشم
مطرب شوم و سوز نیستان بفشانم
چون زلف سیاه تو پریشان تو باشم
سروده شده در ۲۲/۸/۸۵
