دوش بر میکده عمر نمودم گذری
هر چه گشتم ز می و باده ندیدم اثری
چو بدیدم رخ زیبای تو را مست شدم
سرخوش از عشق تو دیوانه و سرمست شدم
نتوانم که دگر ترک می ناب کنم
دل خود از سخن وصل تو بی تاب کنم
پس بیا دولت مستی ز تو هشیار شود
عاشق سوخته دل باز گرفتار شود
سروده شده در ۸ مهر ۸۵ **** قالب مثنوی
